موسیقی درمانی در کودکان

جولیوس پرتنوی، پژوهشگر مطرح موسیقی طی تحقیقات زیادی دریافت که موسیقی قادر است بر سرعت سوخت‌و‌ساز بدن، کاهش یا افزایش فشار خون، سطح انرژی بدن، سیستم گوارشی و… (بسته به نوع موسیقی‌ای که پخش می‌شود) اثر مثبت یا منفی بگذارد. مثلا موسیقی‌های ملایم مانند موسیقی کلاسیک اثربخشی بهتری روی بدن دارند و باعث افزایش آندروفین در بدن می‌شوند. همچنین ۳۰‌دقیقه گوش‌دادن به موسیقی‌ اثری معادل یک دوز قرص والیوم دارد.

بد نیست بدانید که با گوش‌دادن به موسیقی، هر دو نیمکره مغز (نیمکره‌های چپ و راست) درگیر فعالیت‌های ذهنی می‌شوند. البته منظور ما از موسیقی فقط خواندن شعر نیست بلکه ساز زدن، ملودی، انواع صدا‌ها، آکورد و ریتم را نیز شامل می‌شود.

تاثیر موسیقی بر افزایش حافظه و تمرکز

موسیقی از طریق تحریک فرد برای دقت بیشتر نسبت به نوع صدا‌، ریتم، ملودی، آهنگ، جهت صدا و… در افزایش حافظه و تمرکز مؤثر است؛ به همین دلیل، اغلب دانش‌آموزانی که به نوعی با موسیقی در ارتباط هستند در مدرسه و دانشگاه موفق‌تر هستند.

امروزه ثابت شده که حافظه می‌تواند از طریق موسیقی تقویت شود و افرادی که از کودکی در معرضآموزش و بازی‌های موسیقایی بوده‌اند‌، حافظه بسیار بهتری دارند. ریتم، ملودی، هارمونی و… جزو عواملی هستند که موجب تقویت حافظه می‌شوند. در آزمایشی که در دانشگاه هنگ‌کنگ‌ انجام شد، ۴۵‌نوازنده ارکستر بین سنین ۶ تا ۱۵‌سال از لحاظ قدرت حافظه و به‌خاطر‌سپردن کلمات، مورد بررسی قرار گرفتند.

پژوهشگران دریافتند که کودکان نوازنده نسبت به هم‌سن‌و‌‌سالان غیرنوازنده خود به‌مراتب کلمات بیشتری را حفظ می‌کنند. پس از یک‌سال آزمایش دیگری از این گروه گرفته و مشخص شد که حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته توانمند‌تر شده‌، درحالی‌که حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده‌اند‌، در همان سطح باقی مانده است. همچنین موسیقی کمک به درک و انتقال بهتر مفاهیم به افراد می‌کند که از ارکان مهم موفقیت در زندگی است.

برخی از مناطق مغز که در هنگام گوش‌کردن به موسیقی یا بازی‌های موسیقایی، فعال می‌شوند در ۲ گروه:

۱-کسانی که با موسیقی به‌صورت حرفه‌ای – چه نواختن و چه شنیدن- در ارتباطند.

۲- افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند.

اما متأسفانه برخی موسیقی‌ها به‌طور عکس عمل کرده و حتی باعث بیماری می‌شوند. استفاده از موسیقی‌های نامناسب همانند وارد‌کردن زهر به بدن است. دانشمندان در این زمینه، آزمایشی را روی تعدادی از گیاهان انجام دادند. تعدادی گیاه از یک نوع و در شرایط آب‌و‌هوایی یکسان، به ۲ گروه تقسیم شدند. برای گروهی از آنها، موسیقی راک را با صدای بلند پخش کردند و دیدند که پس از مدتی گیاهان پژمردند و تعدادی نیز خشک شدند و برای گیاهان گروه دوم، موسیقی کلاسیک ملایم پخش کردند و شاهد رشد سریع‌تر آنها بودند.

موسیقی، عنصر بسیار قدرتمندی است که همانند یک داروی شفابخش عمل می‌کند و حتی ممکن است شما به آن معتاد نیز بشوید. دیوید تیم، نویسنده کتاب «راز تاثیر‌گذاری موسیقی» در مقدمه کتاب خود می‌نویسد: موسیقی بیش از یک زبان است. در واقع موسیقی رب‌النوع زبان‌هاست.

در واقع موسیقی در میان تمام هنر‌ها منحصر به فرد است زیرا به‌طور قدرتمندانه‌ای روی سطح هوشیاری افراد اثر می‌گذارد. اگر شما به شیوه‌‌ای صحیح موسیقی را وارد زندگی خود کنید، می‌توانید تا سالیان سال از اثرات مثبت آن روی خود و فرزندانتان بهره گیرید اما فراموش نکنید، به همان اندازه که موسیقی می‌تواند تاثیرات خوب بگذارد‌، قادر است زیان‌بخش نیز باشد.

چه می‌توان کرد؟

والدین و مربیان می‌توانند از همان دوران کودکی علاقه به موسیقی را در کودک ایجاد کنند. برای این کار چند مورد پیشنهاد می‌شود.

۱ – موسیقی برای نوزاد: برای کودکتان منتخبی از سبک‌های مختلف موسیقی را پخش کنید و اگر‌ سازی‌ می‌نوازید، اجازه دهید در بخشی از زمان تمرینتان، او نیز نزدیک شما باشد. البته مراقب باشید که شدت صدا، متوسط باشد زیرا صدا‌های بلند به شنوایی کودک آسیب می‌رساند.

 ۲ – خواندن برای نوزاد: این مهم نیست که شما چقدر در خواندن تبحر دارید؛ شنیدن صدای شما باعث می‌شود که کودکتان بهتر با کلمات و زبان مادری خود آشنا شود. نوزادان، عاشق ریتم و ملودی هستند. آنها توانایی این را دارند که یک ملودی خاص را از بین چند ملودی که می‌شنوند، تشخیص دهند.

۳ – خواندن با کودک: هنگامی که بچه‌ها بزرگ می‌شوند، از آوازخواندن لذت بیشتری می‌برند. کنار هم قرار دادن کلمات یک آهنگ در حقیقت به مغز کودک کمک می‌کند تا سریع‌تر یاد بگیرد و برای مدت طولانی‌تری آن را در خود جا دهد (تقویت حافظه)؛. به همین دلیل‌، اکثر ما آهنگ‌هایی را که در کودکی شنیده یا خوانده‌ایم به خاطر داریم حتی اگر سال‌ها از خواندن یا شنیدن آنها گذشته باشد.

۴ – یادگیری موسیقی(ساز – آواز): اگر شما تصمیم دارید که فرزندتان نواختن یک ساز را یاد بگیرد، نیازی نیست که تا ۸-۷ سالگی او صبر کنید و آنگاه او را به کلاس بفرستید؛ مغز کودکان همیشه آماده دریافت اطلاعات جدید است. آنها آمادگی یادگیری موسیقی از سنین کم را دارند. بسیاری از کودکان ۴ یا ۵ ساله، عاشق ساختن یک آهنگ، خواندن و نواختن ساز‌های ساده هستند و شروع این کار در زمانی که آنها سن چندانی ندارند، کمک می‌کند تا موسیقی به جزء لاینفک زندگی آنها در تمام عمر بدل شود.

موسیقی به‌عنوان یک بخش مهم از زندگی کمک می‌کند تا مهارت‌های خلاقانه و گروهی در فرزندتان پرورش یابد و در آینده‌ای نزدیک، او به فردی کامل از نظر اعتماد به نفس، اراده، اجتماعی بودن و… تبدیل شود.

موسیقی درمانی:

موسیقی‌درمانی رشته‌ای علمی است که متخصصین آن سال ها تحصیل می‌کنند و مدارج عالی و دانشگاهی دارند و شیوه‌ها و روشهای گوناگون درمانی را می‌آموزند و بکار می‌برند. در برخی از بیمارستان‌های کشورهای پیشرفته ،متخصصینی در زمینه موسیقی‌درمانی مشغول بکار هستند و با بیماران ارتباط برقرارمی‌کنند. هر چند این موارد تا حدودی اهمیت این رشته را روشن می‌سازد اما توانایی آنزمانی آشکار می‌شود که از نزدیک ببینیم چگونه یک نوجوان فلج مغزی که در کنترل حرکات خود مشکل دارد.

در نخستین جلسه موسیقی‌درمانی با شنیدن موسیقی شروع به تکان‌دادن دست‌های خود می‌کند و از ذوق و شادمانی می‌خندد و در پی آن انگیزه و میل به تکراربیشتر حرکات که هدف درمان است، برانگیخته می‌شود. در مواردی موسیقی تنها ابزار ووسیله ارتباط فعال کودک با محیط است، مثلا یک کودک مبتلا به اوتیسم تنها کانال ارتباط آرامش‌بخش او با محیط ، موسیقی است. او ساعت‌ها ضبط صوت را درآغوش می‌گیرد و آهنگ‌های مورد علاقه خود را گوش می‌کند و بدین ترتیب پرخاشگری و هیجاناتش از بین رفته و با محیط اطراف خود مهربان می‌شود.

اثرات موسیقی‌درمانی

از برنامه‌های موسیقی‌درمانی برای سازگاری اجتماعی، ثبات عاطفی، کنترل شخصی، افزایش تمرکز، انگیزش، احساس ارزش شخصیتی ، تقویت هماهنگی ماهیچه‌ها و تقویت مهارت‌های خودیاری استفاده می‌شود و تنظیم برنامه‌ها به گونه‌ای است که به تقویت رفتار مطلوب کودکان می‌انجامد. کودکان استثنایی برحسب نوع نقیصه حسی و حرکتی از فعالیت‌های متنوع موسیقی‌درمانی استفاده می‌کنند. آوازخواندن، نواختن فردی و گروهی ، شنیدن و انجام حرکات موزیکال، از جمله برنامه‌های جلسات موسیقی درمانی می‌باشد.

موسیقی‌درمانی برای گروه های مختلف درمان‌جویان موثرشناخته شده است. تحقیقات انجام شده نشان داده است که موسیقی درمانگرها با سنین مختلف افراد، از کودک تا سالخورده کار کرده و مراجعین آنها شامل افراد مختلف ازجمله: افرادی با بیماری‌های روانی و اختلالات رفتاری ، معلولین جسمی و حرکتی ،نابینایان، ناشنوایان، افرادی با معلولیت‌های ذهنی و… می‌باشند.

نکاتی برای آموزش موسیقی به کودکان استثنایی

سیر تحول و پیشرفتموسیقی‌درمانی در ایران بطور پیوسته طی نگردیده و در مقاطعی در حد ذهنی و نوشتاری باقی مانده است. برای پیشرفت در این خصوص ، لازمه کار ، استفاده از اطلاعات جدیدیدر این زمینه پیمودن راههای تجربی برای کشف و ایجاد زیرساخت‌های درمانی موسیقی ایران است. البته بدیهی است که بدون وجود رشته موسیقی‌درمانی در دانشگاه های ایران ،امکان تحرک برای محققان ، و مطالعه و آزمایش برای دانش‌پژوهان میسر نخواهد بود. کودکان استثنایی نیز همانند کودکان عادی به موسیقی علاقه دارند، خصوصا اگر دریابندکه می‌توانند با تمرین‌های مداوم و با سازهای ساده آهنگ‌ها را نواخته و آوازبخوانند، علاقه و همکاری آنها فوق‌العاده می‌شود.

برای آموزش موسیقی به کودکان استثنایی به چند نکته اساسی باید توجه کرد:

 *توان هوشی و شرایط ذهنی کودک

* محدودیت های حسی و حرکتی آنها

در آموزش موسیقی به کودکان استثنایی بهتر است از سازهایی استفاده کنیم که نواختن آن برای کودکان ساده‌تر باشد و آنها راجذب کند. سازهای ارف معمولا مناسب ترین ساز برای آموزش کودکان استثنایی هستند. این سازها با صداهای متنوع و در اندازه های مختلف وجود دارند و بهتر است ترانه‌هایی که انتخاب می‌شوند زیبا ، محرک و قابل فهم ، و پیرامون مسایل ملموس و زیبایی‌های دنیایکودکی باشد تا بخاطرسپاری آنها برای کودک راحت تر گردد.

نوع برنامه‌ها در موسیقی درمانی

نوع برنامه ها و فعالیت های موسیقی درمانیبه نوع ناراحتی ، نقیصه و مشکل بیمار با کودک بستگی دارد. برای مثال در کودکانی که دچار مشکل حرکتی هستند، برنامه‌های ریتمیک که به کنترل حرکتی آنها کمک می‌کند بیشترمدنظر قرار می گیرد، حال اگر مشکل حرکتی با انقباض و گرفتگی عضلانی همراه باشد،ریتم‌ها و موسیقی ملایم انتخاب می‌شود و بدین ترتیب کنترل حرکتی تقویت می‌گردد. همچنین کودکان روان‌ترند به برنامه‌های موزیکالی احتیاج دارند که خاصیت برون‌فکنی داشته و هیجان‌ها را بیشتر تخلیه کنند. معمولا جلسات موسیقی درمانی از گروه‌های کوچک همانند تشکیل می‌شود و شرایط شرکت کنندگان هرچه همسان‌تر باشد، اهداف وبرنامه‌های مشترک بیشتر خواهند بود و این مساله به هماهنگ و تقویت بیشتر گروه کمک می‌کند.

البته می‌توان کودکانی با توانایی‌های مختلف را در طبقه موسیقی درمانی قرار داد، اما مهم این است که از نظر بهره هوشی فاصله زیادی با یکدیگرنداشته باشند تا در انجام تمرین‌ها و برنامه‌ها هماهنگی بیشتری باشد. طول دوره ومدت زمان جلسات بستگی به اهداف درمانی مورد نظر و مشکلات فرد دارد. تعداد جلسات درمانی گاهی هر روز و گاهی هفته‌ای چند جلسه است و مدت زمان هر جلسه به مقتضای حال و هوای هر درمان جو متفاوت است. بطور کلی فعالیت‌های موسیقی‌درمانی بر پایه چند محورکلی است که عبارتند از:

خواندن

وقتی کودکان باهم می‌خوانند، مملو از شور و توانایی یکپارچه می‌شوند. ترانه‌ها تصور آنها را به گونه‌ای فعال و سوزنده می‌سازد و بدیهی است انتخاب اشعاری که تصورات و برداشت‌های مثبت از محیط و پدیده‌ها را به کودک منتقل می‌سازد، اهمیت ویژه‌ای دارد. ریتم و آهنگ ترانه‌ها در کودکانی که اندکی نگران ناتوانی و ارتباط خود با محیط هستند، موفقیت و توانایی ایجاد می‌کند و کودک منزوی را فعال می‌سازد.

در جلسات موسیقی‌درمانی از خواندن استفاده‌های فراوانمی‌شود و برنامه‌های متنوعی بشکل تک خوانی و گروه خوانی طراحی می‌شود. درموسیقی‌درمانی برای کودکان ، اشعاری که برای خواندن انتخاب می‌شوند باید کوتاه ،تمایل فهم و با آهنگی ساده باشد تا کودکان بتوانند آنها را حفظ کنند.

ساخت آهنگ

منظور از ساختن آهنگ در جلسات موسیقی‌درمانی، خلق آهنگ باویژگی‌های دقیق موسیقی نیست، بلکه ایجاد یک ریتم ساده یا خواندن شعر و آهنگ در شکل و حالتی خاص است. یکی از ویژگی‌های مهم سازهایی که در موسیقی‌درمانی بکار می‌روند مانند سازهای ارف نواختن ساده آن هاست، بطوری که با انتخاب تیغه‌های محدودی از آنهامی‌توان آهنگ ساده و یا ریتم تازه‌ای را به راحتی ساخت.

بنابراین مهم ایناست که افراد ساختن را تجربه کنند و فعالیت مثبت و موثر خود را در ایجاد اشکالی ساده از فعالیت‌های موسیقی ببینند. این تجربه احساس توانایی و اعتماد آنها را نسبت به خود بالا می‌برد و ترس و نگرانی آنها را از فعالیت‌های شخصی و ارتباط با وسایل وابزار موسیقی که نشانه و نماینده‌ای از مسایل مختلف محیطی است کاهش می‌دهد.

گوش‌دادن به موسیقی

شنیدن موسیقی از زمره برنامه‌های موسیقی‌درمانی است. ذهن با گوش‌دادن، در دنیای اصوات و ملودی‌ها قرار می‌گیرد و موضوعی برای توجه وتمرکز پیدا می‌کند. با شنیدن آهنگ‌ها، احساس‌های گوناگون را به راحتی می‌توان بوجود آورد که چنین تجربه‌های وسیعی ، با نواختن سازها (به دلیل محدودیت) بدست نمی‌آید. شنیدن، افراد را در یک تجربه مشترک سهمی می‌سازد، توجهی که در گوش‌دادنگروهی بوجود می‌آید و در تنهایی ایجاد نمی‌شود. گوش‌دادن به موسیقی در بروز احساسات کودکان و برون‌فکنی تصورات آنها بسیار موثر است علاوه بر آن ، تقویت گوش از راه شنیدن، دقت کودکان را به محرک‌های شنوایی افزایش می‌دهد.

حرکات موزیکال

حرکات موزیکال دامنه وسیعی از فعالیت‌های حرکتی موسیقی‌درمانی را تشکیل می‌دهد و بسیاری از برنامه‌های درمانی بر مبنای آن طراحیمی‌شود حرکات موزون خود نوعی موسیقی است، حرکات ترجمه‌ احساس است و نیروها واحساس‌های درونی و نامرئی می‌کند، احساس‌هایی که با بیان نمی‌توان توصیف کرد. حرکات بدون واسطه به روح و احساس ما متصل هستند و شیوه‌هایی از تفکر و اندیشه به حساب می‌آیند.

هر حرکتی می‌تواند گویای نوعی احساس باشد در ضمن باید به این نکته توجه نمود که در واقع مشارکت در حرکات موجب فعال‌کردن انرژی می‌شود نه کیفیت حرکات. پس بهتر است که حرکات سازه و انعطاف‌پذیر باشد و هر چه بیشتر حرکات با موسیقی مناسب آن انجام بگیرد، انرژی بیشتری برای استفاده دستگاه ها و اندازه‌های مربوطه بدن آزادخواهد شد

منبع: تارنمای مرکز جامع توانبخشی ایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.